درباره استان خراسان رضوی
کمينه    
 
 
سيماي عمومي استان :                                                                                                                                            بالا
 
 
الف - مشخصات طبيعي :
 
استان خراسان رضوي بخشي از استان پهناور خراسان بزرگ مي باشد كه با مصوبه دولت در سال 1383 و پس از تقسيم خراسان به سه قسمت شمالي ، رضوي و جنوبي ايجاد شده است .
 اين استان در سال 1385 داراي وسعتي بيش از 127 هزار كيلومترمربع مي باشد كه بين مدار جغرافيايي 33 درجه و 52 دقيقه تا 37 درجه و 42 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 56 درجه و 19 دقيقه تا 61 درجه و 16 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرارگرفته است . استان خراسان رضوي از شمال و شمال شرقي به طول حدود 6/531 كيلومترداراي مرزمشترك با جمهوري تركمنستان و از شرق به طول حدود 302 كيلومتر داراي مرز مشترك با كشور افغانستان بوده و از لحاظ مرزهاي داخلي از شمال غربي با استان خراسان شمالي ، از جنوب با استان خراسان جنوبي و از غرب و نيمه شمال غربي به استانهاي يزد و سمنان محدود مي باشد .
ارتفاعات خراسان را مي توان به ارتفاعات شمالي و جنوبي تفكيك كرد . ارتفاعات شمال خراسان عموماً شرقي غربي هستند و حال آنكه ارتفاعات جنوب ، امتداد شمالي جنوبي دارند . بلندترين نقطه استان قله بينالود در 3615 متري و پست ترين نقطه استان در دشت سرخس با ارتفاع 299متر از سطح دريا واقع شده است .
 
 
تقسيمات كشوري:
 
استان خراسان رضوی با وسعتی بیش از116349 کیلومتر مربع بر اساس آخرین تقسیمات کشوری درسال 1387 دارای 19 شهرستان 64 بخش 69 شهر و 161 دهستان می باشد.حدود9/31 درصد از جمعیـــــت استــان در روستـاها زندگی می کنند.
 
 
مشخصات عمومي شهرستانها براساس تقسيمات كشوري در سال 1387
 

شهرستان

مساحت

(کیلومتر مربع)

تعداد بخش

تعداد شهر

تعداد دهستان

کل استان

116349

64

69

161

بردسکن

7664

3

2

6

تایباد

4756

3

3

6

تربت جام

8166

5

3

13

تربت حیدریه

6319

5

6

11

چناران

3350

2

1

5

خلیل آباد

1137

2

1

4

خواف

9797

4

5

8

درگز

3957

4

4

7

رشتخوار

4360

2

2

4

سبزوار

17718

7

7

25

سرخس

5426

2

2

6

فریمان

3325

2

4

5

قوچان

3810

2

2

5

کاشمر

2790

2

2

5

کلات

3500

1

2

4

گناباد

10287

3

5

7

مشهد

10450

4

5

13

مه ولات

3061

2

2

4

نیشابور

8836

6

7

17

 
 

نقشه تقسيمات سياسي جمهوري اسلامي ايران

 

 
 
 
 
نقشه استان خراسان رضوي به تفكيك شهرستان
  

 
 
موقعيت جغرافيايي:                                                                                                                                                      بالا
 
استان خراسان رضوي در شمال شرقي ايران واقع شده است و از سمت شمال به کشور ترکمنستان و افغانستان و از غرب به استانهاي خراسان شمالي، سمنان و از جنوب به استان يزد و خراسان جنوبي متصل است.
داراي اقليم کوهستاني کويري و آب و هواي گرم و خشک است. در منطقه شمال آن که کوهستاني است از بارندگي متوسط برخوردار است و در نواحي جنوب آب و هواي گرم و خشک و کويري است.
 
پيشينه تاريخي:                                                                                                                                                           بالا
 
خراسان رضوي با مراکز جمعيتي کهن چون طوس، نيشابور و سبزوار از قدمت تاريخي برخوردار است به گونه اي که تا قبل از اسلام و سپس قرون اخير از مهمترين مراکز تاثير گذار در تاريخ و فرهنگ ايران زمين بوده است.
مردم آن به زبان هاي فارسي، ترکي و کردي با لهجه هاي متفاوت صحبت مي کنند. به تعداد محدودي در مشهد و بعضي شهرهاي جنوب عرب زبان نيز وجود دارند.
مذهب مردم استان عمدتا شيعه و در چند شهر مرزي چون تايباد، خواف، تربت جام ، درگز و ... تعدادي از خواهران و برادران اهل سنت نيز زندگي مي کنند.
 
فرهنگ آداب و رسوم:                                                                                                                                                  بالا
 
فرهنگ مردم خراسان در اکثريت مناطق استان همان فرهنگ مردم ايران است البته کمي در جزئيات در شمال و جنوب و در بين ترک و کرد تفاوتهايي دارد که قابل تامل نيست.
 
آثار تاريخي:                                                                                                                                                                  بالا
 

خراسان به لحاظ قدمت تاريخي، آثار تاريخي فراواني دارد که برحسب اعلام سازمان ميراث فرهنگي تعداد 903 اثر تاريخي فرهنگي در خراسان رضوي وجود دارد که به ثبت قطقي فهرست آثار ملي کشور رسيده است.

استان خراسان رضوی بزرگ ترین قطب توریسم مذهبی جمهوری اسلامی  ایران است که بناهای آرامگاهی بیش ترین و مهم ترین چشم انداز معماری این منطقه را تشکیل می دهند. مجموعه های آرامگاهی، بناهايی هستند كه طی ساليان طولانی بر روی مدفن و مزار شخصيت‌های مذهبی و محبوب شكل گرفته‌اند و معمولاً شامل بنای حرم،‌مساجد، مدارس،‌ كتابخانه‌ها، كاروانسراها، آب انبارها، خانقاه‌ها و فضاهايی ازاين قبيل می شوند. گسترش چنين مجموعه‌هايی، با گسترش مذهب، اعتبار و احترام صاحب مدفن و ارزش هنری و معماری بناهای ساخته شده ارتباط مستقیمی دارد. برخی ازمجموعه‌های آرامگاهی (مانند آستان قدس رضوی) در شكل گيری و پيدايش شهرها، نقش اساسی و مهمی ايفا كرده‌اند و به مركز فعاليت‌های مختلف مذهبی، سياسی،‌ اقتصادی و غيره تبديل شده‌اند. مجموعه ی آستان قدس رضوی یکی از با شکوه ترین بناهای آرامگاهی سراسرجهان اسلام است که وجود مبارک حضرت امام رضا(ع) را در برگرفته و سبب شده استان خراسان رضوی به بزرگ ترین قطب توریسم مذهبی ایران تبدیل شود.
مجموعه ی آستان قدس رضوی که خود به تنهایی جاذبه ی معماری کم نظیری به شمار می رود، همراه با سایربناها و آثار معماری این سرزمین؛ سبب شده اند که استان خراسان رضوی علاوه بر جاذبه های معنوی از نظر جاذبه های معماری و تاریخی نیز دارای اهمیت زیادی باشد. صحن‌های مجموعه ی آستان قدس رضوی دارای پنج صحن؛ عتيق(انقلاب)، جديد(آزادی)، امام خمينی(موزه)، جمهوری اسلامی و قدس است كه دو صحن آخری نوساز هستند. هر یک از صحن های مجموعه ی مقدس آستان قدس رضوی شاهکارهایی از معماران مختلف ایرانی را به نمایش میگذارند. از جمله آثار ارزشمند داخل حرم رضوی، سه محراب با شكوه مربوط به قرن های هفتم هجری است كه بر روی دو محراب، ‌كتيبه‌هايی به خط كوفی و بر سومی، كتيبه‌هاي یبه خط كوفی و ثلث و به رنگ لاجوردی بر زمينه سفيد، مشتمل بر آيات و احاديث نوشته شده است. درب های سه گانه حرم مطهر نيز از آثار با ارزش هنری به شمار می‌آيند. صندوق و ضريح مرقد كنونی، مربوط به دوره ی قاجار و بعد از آن است. صحن های حرم رضوی هر یک در دوره ای تاریخی ساخته شده اند و معماری هر یک از صحن ها؛ گویای روندمعماری زمانه ی خود است.

مسجد زیبا، تاریخی و مشهور گوهرشاد در جنوب حرم مطهررضوی قرار گرفته و به سبب دارا بودن انواع تزیینان چشم گیر و غنی، از دیدنی ترین مسجد های منطقه به شمار می آید. آرامگاه فردوسی شاعر بزرگ پارسی در سرزمین توس زيارتگاه مشتاقان ادبی است و شهر توس، شهرتوس معروفيت خود را مديون آثار و شخصيت شامخ این شاعر ارجمند است. شهر توس که به نظر می سد در اواخر دوره ساسانيان، ساخته شده و زندان و گنبد هارونیه را در بر گرفته یکی دیگر از دیدنی ترین مناطق استان خراسان رضوی به شمار می آید.

بنای کاخ خورشید در مشهد مقدس و در وسط باغ بزرگی قرار گرفته که از آثار دوره ی نادر شاه افشار است و امروزه به مکانی برای بازدید همه ی مردم تبدیل شده است.

بناهای تاریخی و معماری متعددی در مناطق مختلف استان خراسان رضوی پراکنده شده اند؛ ولی مهم ترین و بیش ترین این بناها در شهرستان مشهد قرار گرفته اند. مجموعه ی کلات نادری مانند دره‌ای است كه توسط دو رشته كوه مرتفع محاصره شده و آثار باستانی آن به دوره ی نادرشاه افشار تعلق دارند. كتيبه ی نادری واقع در خارج از قلعه ی نادری (دربند نفتی) به زبان تركی و به خط نستعليق در بدنه ی كوه قرار گرفته؛ دروازه ی ورودی، دروازه ی دهچه، دروازه ی چوب بست، دروازه یگشتانه، دروازه ی نفتی، دربند ارغون شاه، همراه با عمارت خورشيد و تخت دختر مجموعه بناهایی هستند که بر روی تپه‌ای، به امر نادرشاه ساخته شده و اكنون آثار پراكنده ای از آن ها به جای مانده که برای گردشگران جذاب و دیدنی هستد.
درفاصله ی 6كيلومتری شهر قاين و در دامنه كوه معروف به ابوذر، آرامگاه بوذرجمهر؛ شاعر و اديب بزرگوار زمان سلطان محمود غزنوی قرار گرفته که بسيار زيبا و دلگشا بوده و از قدمتی ديرينه برخوردار است. آتشكده بازه هور در روستای رباط سفيد تربت حيدريه واقع شده واز بناهای باستانی این منطقه به شمار می رود. مسجد جامع رشتخوار در تربت حیدریه،مسجد مولانا در تربت جام، مسجد كوشک درقاین، مسجد جامع سنگان در خواف از دیگربناهای تاریخی و قدیمی استان خراسان رضوی به شمار می روند.
مدرسه های زیادی نیزدر کنار مسجد های متعدد استان خراسان رضوی بنا شده اند که برخی از آن ها از جمله مدرسه های دومناره گلشن، ميرزا جعفر و مدرسه نواب و مدرسه های سبزوار از ارزش های خاص معماری و تاریخی برخوردار هستند.
تپه های باستانی که برخی از باستان شناسان اکتشافات مهمی روی آن ها انجام داده اند، پل های تاریخی که در دوره های مختلف ساخته شده اند، سدهای قدیمی که برخی از آن ها هنوز مورد استفاده قرار می گیرند و بازماندههای شهرهای قدیمی بخش دیگری از جاذبه های گردشگری تاریخی و معماری استان خراسان رضوی را تشکیل می دهند.
 
مکان های دیدنی وتاریخی
 
استان خراسان رضوي يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري ايران است و از جاذبه هاي طبيعي و مكان هاي ديدني مذهبي و تاريخي بسيارارزشمندي برخودار است. مهم‌ترين اماكن ديدني استان خراسان رضوي عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ي آستان قدس رضوي، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ي پريزاد،مدرسه‌ي دودر، بقعه‌ي خواجه ربيع، بقعه‌ي گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلاي مشهد، طرقبه، شانديز، پارك وكيل‌آباد، كوه سنگي، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ي گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادي سبزواري، مناره‌ي خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سيدحسن غزنوي و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونيه وآرامگاه فردوسي (در توس)، كتبيه‌ي نادري، عمارت خورشيد، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادري)، شهر عتيق، تپه بام و مدرسه‌ي عرضيه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ي شيخ احمد جامي (در تربت جام)، برج كرات (در تايباد)، باغ گلشن (درطبس)، ارگ كلاه فرنگي، درياچه‌ي گل بي‌بي و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسي و آرامگاه‌هاي عطار، كمال‌الملك و خيام (در نيشابور)، برج علي‌آباد،مناره‌ي فيروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ي شيخ حيدر و مسجدملك (در تربت حيدريه)، سنگ فيروزه، زعفران، ادويه و مهر و تسبيح از سوغاتي‌هاي استان خراسان رضوي است.  
 
خراسان رضوي هرچند از جاذبه‌اي بسيار زيادي برخوردار است اما وجود مرقد مطهر آقا علي‌ابن موسي‌الرضا (ع) بزرگترين انگيزه سفر به اين استان است. وجود بارگاه روحاني و ملكوتي رضوي باعث شده است كه هرساله ميليونها نفر از داخل و صدها هزار نفر از خارج از كشور به اين استان و شهر مقدس مشهد سفر كنند. آمارهاي مختلفي از ورود زائران و گردشگران به اين استان وجود دارد كه از 12 تا 20 ميليون نفر در نوسان است كه همين عدم ارايه آمار دقيق و رسمي مي‌تواند سياست‌گذاران شهري را با مشكل مواجه كند. وجود مركزي واحد براي بررسي ميزان دقيق گردشگران و زائران و ارايه يكدست اين آمار مي‌تواند كمك موثري براي برنامه‌ريزي‌هاي مختلف از نظر حمل و نقل، اقامت و ساير نيازها باشد.
 
 ويژگي هاي جمعيتي                                                                                                                                                بالا
 
جمعيت استان
جمعيت زنان استان
درصد جمعيت روستايي
نرخ باسوادي
توزيع نسبي جمعيت
65 - 15
متوسط رشد سالانه جمعيت
75-65
متوسط رشد سالانه جمعيت 85-75
تعداد مهاجران وارد شده به استان
تعداد مهاجران خارج شده از استان
5593079
2783660
31%
18/86%
67/67
45/1
71/1
350000
274000
 
  
مشهد                                                                                                                                                                           بالا
 
شهر مشهد در فاصله 909 كيلومتري شمال شرق تهران واقع شده است. اين شهر كه در مدار 36 درجه و 16 دقيقه عرض شمالي و 59 درجه و 38 دقيقه طول شرقي قرار گرفته است، از شمال و شمال غربي به درگز و قوچان، از مشرق به جمهوري تركمنستان و سرخس، از جنوب و جنوب‌غربي به تربت جام و تربت حيدريه و از مغرب به نيشابور محدود مي‌شود.
شهر مشهد در جلگه‌اي بين دو رشته كوه مهم خراسان به نام‌هاي بينالود و هزارمسجد واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا 985 متر است. وسعت شهرستان مشهد برابر 27478 كيلومتر مربع است و بيش از دو ميليون نفر جمعيت دارد.
هسته اصلي شهر مشهد در سال 203 هجري قمري پس از شهادت و دفن حضرت رضا(ع) در .سناباد پديد آمد. اين حوقل در صوره الارض نيز از مقبره امام رضا(ع) در دهكده سناباد نام برده است، و پس از آن مكرراً در تاريخ خراسان بدين نام برمي‌خوريم. در قرن هفتم مردمي كه از ويرانه‌هاي توس و مغولان گريخته بودند، به اين مكان پناه آوردند. توس به دليل موقعيت جغرافيايي خاص در دوره‌هاي ايلخانان و تيموريان بارها بين حاكمان وقت دست به دست شده است. در سال 548 هجري قمري ها به خراسان حمله كردند، مغول‌ها در سال 617 هجري قمري خراسان را غارت كردند و در 791 هجري قمري ميرانشاه پسر تيمور لنگ خراسان را به آشوب كشيد. در شورش سال 791 هجري قمري در توس طابران ده‌هزار نفر كشته شدند و در پاي دروازه‌هاي شهر از كله كشتگان برج‌ها ساختند.در آخرين سال‌هاي سلطنت ابوسعيد، پيش از آن كه حكومت ايلخانان در ايران تمام شود (736 هجري قمري) ابن بطوطه مغربي سياح مشهور به خراسان و مشهد آمده است، آنچه وي در سفرنامه خود نوشته و همچنين اخبار كتاب نزهه القلوب، از مهم‌ترين منابع درباره شهر مشهد در نيمه اول سده هشتم هجري است.
 
 
 
 :: مراکز دیدنی مشهد
 
 
 
:: موزه‌هاي آستان قدس رضوي
 
موزه‌ها از جمله مهم‌ترين مراكز فرهنگي در دنيا هستند و اعتبار آنها در جهت شناخت مراحل تكامل جامعه بشري و تاريخ بي‌همتاست. موزه‌هاي آستان قدس از نظر آثار نفيس هنري و شاهكارهاي دوره‌هاي سلجوقي، نادري، صفوي و قاجاري در نوع خود كم نظير است. از آثار ديدني اين موزه‌ها مجموعه‌اي از قرآن‌هاي قديمي است. قديمي‌ترين قرآن موجود، قرآني معروف به قرآن ابن كثير است كه در سال 393 هجري توسط علي‌بن‌منصور‌بن محمد كثير وقف آستانه گرديده و بر روي پوست آهو نوشته شده است.
قرآن ديگري نيز در موزه است كه منسوب به حضرت امير و به خط كوفي است كه واقف آن شاه عباس صفوي و وقف‌نامه آن به دستخط شيخ بهايي است، قرآن بايسنقري نيز كه از آثار بي‌مانند بايسنقر ميرزا پسر شاهرخ تيموري است و همچون دست نوشته‌هاي او بر روي كاشي‌ها از شاهكارهاي هنر خط اسلامي است. طول هر صفحه از قرآن بايسنقري 180 سانتيمتر و عرض آن 105 سانتيمتر است. يكي ديگر از قرآن‌ها، قرآني منسوب به امام حسن(ع) است و به شكل بياض با 122 ورق از پوست مي‌باشد كه واقف آن شاه عباس است و وقفنامه آن به خط بهايي است.
قرآني مرسوم به قرآن بابري، نيز توسط سلطان حسين صفوي وقف آستان قدس شده است و مي‌گويند به خط ظهيرالدين محمد بابر است.

اولين سنگي كه مزار مطهر حضرت رضا(ع) نصب گرديده در موزه قرار دارد. اين سنگ مرمر با ابعاد 6×30×40 سانتيمتر و متعلق به سال 516 قمري است و داراي كتيبه‌اي با نام ابوالقاسم احمدبن علي بن احمد العلوي الحسيني است. ديگر سنگاب خوارزمشاهي است كه به نام سلطان محمد خوارزمشاه و وزيرش در سال 597 ساخته شده است. غير از اين نفايس، اين موزه‌ها صدها اثر هنري و تاريخي ديگر را از دوران‌هاي مختلف به يادگار دارند، مانند كنده‌كاري‌ها، طراحي‌ها، گلابتون دوزي، ميناكاري، منبت‌كاري، قالي‌هاي نفيس، سلاح‌ها، ظروف و درهاي منبت و آثاري از خوشنويسي و نقاشي كه موزه‌هاي آستان قدس را چون گنجينه‌اي گرانبها و تاريخي زنده و ارجمند ساخته است.

:: موزه مركزي:

اين موزه در سال 1324 خورشيدي افتتاح و در سال 1356 به ساختمان فعلي منتقل گرديد. موزه مركزي در ضلع شرقي صحن مطهر امام خميني (ره) قرار دارد و مساحت آن 1500 مترمربع است و داراي آثار نفيسي براي بازديدكنندگان مي‌باشد.

 

:: موزه قرآن و نفايس:

اين موزه در سال 1364 افتتاح گرديده است و مجموعه‌اي از قرآن‌هاي نفيس به خط ائمه اطهار(ع) و استادان بزرگ تاريخ خوشنويسي چون ياقوت مستعصمي، بايسنقرميرزا، استادعبدالقادر حسيني شيرازي و استاد تبريزي در آنجا نگهداري مي‌شود. بازديد اين موزه براي هنرمندان و علاقمندان به سير تحول هنر خوشنويسي و تذهيب در ايران بسيار ارزشمند است.

 

:: موزه هداياي مقام معظم رهبري:

اين موزه شامل هدايا و اشياء نفيسي است كه توسط روساي جمهوري كشورهاي مختلف و شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي به مقام رهبري اهداء شده است.

 

:: موزه تمبر:

اين موزه شامل پنجاه هزار قطعه تمبر خارجي و ايراني نفيس است كه نهصد قطعه آن به عنوان نمونه از 183 كشور جهان به نمايش گذارده شده است. اين موزه در سال 1369 افتتاح گرديده است.

 

:: موزه تخصصي فرش:

موزه فرش در دو سال با 800 مترمربع فضا در سال 1377 افتتاح گرديد و در آن 34 تخته فرش با قدمت حداكثر 500 سال به نمايش گذارده شده است. موزه فرش گنجينه‌اي از هنر اصيل ايراني را در طي صدها سال به نمايش مي‌گذارد. اين موزه در ضلع شرقي صحن امام داير شده است.

 

:: موزه تاريخ مشهد:

مشهد داراي تاريخي 1200 ساله است. قدمت و صلابت فرهنگي، تاريخ طولاني، بناهاي تاريخي و اماكن مذهبي در قالب نقاشي و عكس به بيننده فرصت مرور گذشته اين سرزمين را مي‌دهد. اين موزه در اواخر سال 1372 ايجاد گرديده است.

 

::آرامگاه فردوسی
 
حكيم ابوالقاسم فردوسي در سال 229 هجري، در قريه پاژ در ناحيه توس به دنيا آمد، وي از نجيب‌زادگان توسي بود و خود املاكي داشت كه از عايدي آن روزگار مي‌گذرانيد. فردوسي در حدود 40 سالگي به سرودن شاهنامه پرداخت و با مدد گرفتن از تاريخ شاهان قديم ايران و شاهنامة ابومنصوري كه به امر ابومنصور محمدبن عبدالرزاق توسي فراهم آمده است، به سرودن بزرگ‌ترين منظومه حماسي و ملي ايرانيان دست يازيد. زماني كه فردوسي پنجاه و هشت ساله بود و پس از برچيده‌ شدن خاندان ادب‌پرور سامانيان و بعد از آن حكومت سيمجوريان بر خراسان، محمود غزنوي در سال 387 جانشين پدر شد و فرمانروايي پراقتدار و بزرگي را در شرق و شمال شرق و مركز ايران به وجود آورد.
 قدرناشناسي سلطان محمود غزنوي از كار بي‌همتاي فردوسي، او را دلشكسته و رنجيده خاطر ساخت و در فقر و تنگدستي در سال 411 يا 416 هجري درگذشت. مشهور است هنگامي كه جنازه فردوسي را از دروازه رزان بيرون مي‌بردند، كاروان هداياي محمود كه به بزرگي و عظمت كار فردوسي پي برده بود، وارد توس مي‌شد. شاهنامه فردوسي نقشي به«نخستين داستان‌هاي شاهنامه از آغاز تمدن و سپس قيام كاوه و روي كار آمدن فريدون، مرگ فريدون و تقسيم جهان بين سه پسر وي و بردار كشي‌ها و جنگ‌هاي آنان است. سپس به حماسه جنگ‌هاي طولاني ايران و توران، داستان زال و رستم و حوادث بزم‌ها و رزم‌هاي سياوش، پادشاهي منوچهر پرداخته و در قسمتي ديگر با اشاراتي بر حوادث دوران اشكانيان و ساسانيان، مندرجات حماسي خود را از زندگاني اردشير تا يزدگرد و انوشيروان پي مي‌گيرد.سزا در ماندگاري زبان و فرهنگ ايراني دارد و به لحاظ حماسي آثاري ماندگار از زندگي پيشينيان ما را به تصوير كشيده است. براساس دست نويس‌هايي كه پس از فردوسي از شاهنامه شده است، شاهنامه بين پنجاه تا شصت‌هزار بيت است و پهنه تاريخ چندهزار ساله قوم ايراني را از كيومرث تا حيات خود با زباني فصيح و پالوده شرح داده است. فردوسي خود در ميان اين ابيات همه جا انسان را به آزاد انديشي، دادخواهي و پند و عبرت و خرد راهنمون شده و از روي كمال و صفاي ذهن به نقل داستان‌هايي مي‌پردازد كه پيش از آن كه تاريخي  جذاب باشند، امروزي و انساني‌اند.
در چهار مقاله عروضي داستان تدفين فردوسي بدين صورت نقل شده است كه: به دليل شيعه بودن نگذاشتند جسد وي را در قبرستان مسلمانان دفن كنند، ناچار جنازه‌اش را به باغ و ملك شخصي وي بردند و «او را در آن باغ دفن كردند، امروز هم در آنجاست، و من در سنه عشر و خمسمائه (510) آن خاك را زيارت كردم».

در سال 1313 بر مقبرة فردوسي آرامگاهي با طرح آتشكده ساختند. در سالهاي 7-1343 نيز دوباره تغييراتي در آن داده شد. ساختمان فعلي آرامگاه كه طراح آن از مهندس سيحون بوده است، در نماهاي بيروني برگرفته از معماري هخامنشيان است، فضاي داخلي نيز از معماري دوره اشكاني و اسلامي اقتباس شده و شكل كلي ساختمان شبيه بناي مقبره كوروش در پاسارگاد است. بنا از چهار سمت داراي پله است و ابعادي در حدود 30×30متر دارد. بدنه بنا با سنگ مرمر و اشعار فردوسي با خط نستعليق و نشان «فره‌وهر اهورامزدا» با نقش برجسته تزيين شده است. در قسمت داخلي بنا داستانهايي از فردوسي مانند پيكار رستم و اشكبوس، جنگ ايرانيان و تورانيان، نبرد رستم و سهراب، داريوش هخامنشي، پناه آوردن پادشاه هند به دربار ساساني، رفتن رستم به نزد كيكاووس، جنگ رستم با پيلتن مازندران، به كمند گرفتن رستم رخش را، جنگ رستم با اژدها و ديو سفيد و به صورت حجاري و نقش برجسته سنگي بر ديواره نصب شده است. آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي همچون نگيني در دشت توس مي‌درخشد و هر ساله مشتاقان فراوان از تمام دنيا به زيارت او مي‌آيند. مهدي اخوان ثالث (م.اميد) شاعر بزرگ خراساني معاصر نيز در محوطه آرامگاه فردوسي و در كنار آن استاد بي‌نظير زبان فارسي به خاك سپرده شده است.

نمایی از گچبری های آرامگاه

 

 

 

 

 

 

 

 ::آرامگاه نادری

 نادر شاه افشار در سال 1110 يا 1100 هجري قمري در روستاي كبكان در حوالي درگز به دنيا آمد، نادر به طايفه قرقلي افشار از طوايف قزلباش تعلق داشت و در بدو جواني جنگ با طوايف تركمان و ازبكها را آزمود.

در دوران جواني از سران سپاه بود و به علت رشادت به سرداري سپاه شاه تهماسب صفوي درآمد و همراه وي مشهد را از چنگ ملك محمود سيستاني بيرون آورد. پس از آن اشرف افغان را در مهماندوست دامغان و مورچه خورت اصفهان و زرقان فارس شكست داد و فتنه افغان را پس از هفت سال تمام كرد. پس از شكست دشمنان داخلي و عثمانيان در نوروز 1148 در دشت مغان به پادشاهي نشست، پس از فتح هند نادر به سخت‌گيري و ستم پرداخت و فرزند خود را كور كرد. و سرانجام در سال 1160 توسط سران قزلباش به قتل رسيد. پايتخت نادر مشهد بود و قسمت‌هاي زيادي از آباداني اين شهر و اطراف آن و حرم‌مطهر به همت وي صورت گرفته است.

نادر بنايي براي آرامگاه خود در جنب چهار باغ شاهي در مشهد ساخت، اما بناي مقبره اخير وي به مساحت 14400 مترمربع توسط انجمن آثار ملي و با طراحي مهندس هوشنگ سيحون ساخته شده است. مجسمه مفرغي سواره وي به ارتفاع 5/6 متر به وسيله ابوالحسن صديقي طراحي شده ومفرغ ريزي آن در كارخانه بروني ايتاليا صورت گرفته است. بناي جديد آرامگاه شامل اتاق آرامگاه، دو تالار، موزه و ايوان‌هايي متعدد است.

 

 

 

 

 

موزه نادري:

اين موزه در سال 1342 در مجاورت سالن آرامگاه ساخته شده است. در سالن اصلي موزه آثاري از دوره نادر و پس از آن نمايش گذاشته شده است. آلات جنگي شامل تفنگ، تپانچه، كلاه‌خود، زره و شمشير از جمله اين آثار هستند. تابلويي از صحنه‌هايي نبرد نادر در جنگ كرنال اثر استاد سيدحسين ميرمصور نيز در اين سالن نصب شده است. در سالن ديگر نيز كه در سال 1373 به بهره‌برداري رسيده است، اشيا باستاني و مردم شناسي به نمايش گذاشته شده است.

 

 

آرامگاه کلنل محمد تقی خان پسیان
 
                                               
محمد تقی پسیان در سال 1270 شمسی در تبریز چشم به جهان گشود . دوران جوانی وی مقارن با مبارزات مشروطه خواهانه ملت ایران بود ، بعدها به آلمان سفر کرد و در آنجا عملیات موفقیت آمیزی را علیه متفقین به انجام رسانید. بعد از بازگست از آن کشور ، فرمانده ژاندارمری خراسان شد و پس از آن اداره امور خراسان را عهده دار شد و سر انجام در مهرماه 1300 شمسی در نزدیکی جعفر آباد قوچان جان خود را فدای مبارزه با ظلم و ستم کرد . پیکر این سرباز فداکار پس از چند بار جابجایی در سال 1336 شمسی در محوطه باغ آرامگاه نادری به خاک سپرده شد.

 

::کلات

كلات از توابع مشهد مي‌باشد و به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و تاريخي خود در تمام طول تاريخ مورد توجه بوده است. از كلات و چرم در شاهنامه فردوسي در داستان فرود پسر سياوش بارها نام برده شده است و پس از آن در متون تاريخي ديگري مثل تاريخ يميني، حبيب‌السير و ميهمان‌نامه بخارا و سفرنامه از كلات ياد شده است. شكل كلات كه به واسطه احاطه شدن در ميان كوه‌ها به حصاري مي‌ماند، هميشه توجه سلاطين و امرا را جلب كرده است؛ چنانچه تيمور هفده بار سعي در فتح اين قلعه طبيعي داشته ولي ناموفق مانده است. كلات در شمال شرقي كوه‌هاي هزار مسجد واقع است.

 

 

 طول حصار طبيعي 12×36 كيلومتر و ارتفاع آن حدود 200 متر از سطح جلگه مي‌باشد. كلات به واسطه چند دربند يا راه ارتباطي به خارج مرتبط مي‌شود. اين دربندها شامل: دربند ژرف، قرانلو، ارغونشاه و دهچه است، و هر كدام داراي استحكامات دفاعي نيز بوده‌اند. بخش كلات شامل تعداد زيادي روستاي آباد است كه از ميان آن‌ها لايين، چرم، ژرف، قلعه نو و خور را مي‌توان نام برد. نژاد مردم اين منطقه مختلف است و در ميان آن‌ها طوايفي از عرب، كرد، كرمانشاهي، لر، ترك و تركمن وجود دارد. اين طوايف اغلب به خاطر مرز داري توسط نادرشاه و ديگران به اين منطقه كوچانده شده‌اند.

آب و هواي كلات در زمستان سرد و در تابستان‌ها معتدل مي‌باشد. كلات داراي رودخانه‌هاي متعددي است كه همه از كوه‌هاي هزار مسجد جاري مي‌شوند و در مسير خود باغات ميوه و كشتزارهاي برنج را آبياري مي‌كنند. از ميان اين رودخانه‌ها اغلب فصلي‌اند مي‌توان به رودخانه‌هاي لايين، چرم‌سو، ايسيق‌سو، و علي بولاغ ژرف و قلعه نو اشاره كرد. كوه‌هاي هزارمسجد در اين منطقه با بيشترين ارتفاع خود در قله 3200 متري آن، داراي سنگ چين به شكل مناره و ستون است. طبيعت اين منطقه بكر و دست نخورده و زيستگاه انواع وحوش مي‌باشد. مردم در منطقه كلات بيشتر به دامداري مشغول‌اند و توليدات آن‌ها بيشتر پشم و پوست، لبنيات، و برنج است. فاصله كلات تا شهر مشهد 145 كيلومتر مي‌باشد.

::: آثار تاريخي كلات :::

:: عمارت خورشيد

عمارتي هشت ضلعي و سه طبقه است و در ميان باغي با جوي‌ها و خوص‌هاي متعدد قرار داشته و به روايت متون دوره قاجار پيش از آن كه كاخي براي امراي جلاير باشد، كه مدتي را در كلات زيسته‌اند، مقبره نادر بوده و به دستور وي ساخته شده است. دور تا دور بنا شامل هشت ايوان و دو ورودي است كه به اندروني‌هاي متعدد وصل مي‌گردد. نماي ساختمان با سنگ قهوه‌اي خوشرنگي تزيين شده كه روي سنگ‌ها، حجاري‌هايي از نقش گل و ميوه‌هاي گرمسيري ايجاد شده است، اين سنگ‌ها ظاهراً به دستور نادر از آذربايجان و مراغه بدين محل حمل شده است. در قسمت‌هاي شرقي بنا تصويري بر ديوار نقاشي شده و دور تا دور قسمت داخلي نيز با آيات سوره «عم‌ يتسائلون» و نقاشي‌هاي داراي طلاكاري مزين شده است. زيرزمين تاريك قصر به محل خزانه‌هاي نادر و احتمالاً زندان‌هايي موقتي يا محل دفن اختصاص داشته است و بعد از طبقه هم‌كف، 66 ستون سنگي به شكل نيم استوانه طبقه سوم را تشكيل مي‌دهند كه شايد ساقه گنبدي باشد كه ساخته نشده است.

:: مسجد كوه‌گنبد

اين مسجد را از كارهاي دوران سلجوقي مي‌دانند و نادرشاه هم قسمت‌هايي از آن را ساخته است. گنبد ساقه بلندي دارد كه برگرداگرد آن سوره قرآن نوشته شده است. كاشي‌هاي آن زرد، آبي، سرمه‌اي، سفيد و قهوه‌اي رنگ است. گنبد دو پوشه‌ دارد و كاشي كاري روي آن تقريباً از بين رفته است. فضاي زيرگنبد داراي هشت ضلع به طول 4 متر است. سنگ گوري با تاريخ 1246 در اين قسمت ديده مي‌شود. صحن مسجد با ابعاد 19×27 مستطيل شكل است و داراي چهار ايوان بزرگ مي‌باشد. ايوان ورودي داراي سنگ نوشته‌اي است كه با نام تعميركننده آن كه از خاندان جلاير است، حكاكي شده است.

:: كتيبه‌ نادري

اين كتيبه در مدخل دربند ارغونشاه قرار دارد. سنگ نوشته‌اي با شعر تركي از «گلبن افشار» و در ثناي نادر پسر شمشير. ارتفاع كتيبه از سطح رودخانه 15 متر است و متن شعر داراي 24 بيت بوده و با حمد خدا شروع مي‌شود.

:: برج‌هاي نادري

اين برج‌ها از گل، سنگ و آجر و براي نگهباني و كنترل رفت و آمد مردم به داخل قلعه ساخته شده‌اند. تاريخ بناي آنها در فاصله سال‌هاي 1155 و 1160 است. ارتفاع برجي كه در كنار دربند ارغونشاه قرار دارد از كف رودخانه به 40متر مي‌رسد.

به غير از برج‌هاي متعدد، كتيبه، عمارت خورشيد و مسجد كبود، كلات داراي آثار تاريخي فراواني مي‌باشد. دروازه‌هاي متعدد ورودي و دربندها، آب انبارهاي تاريخي كه در روستاي خشت ساخته شده‌اند، 365 حوض آب، و سد نادري و لوله‌هاي سنگي آب قره‌سو كه در طول حدود 12هزار متر به شكل لوله ساخته شده‌اند و آب قره‌سو را به عمارت خورشيد سرازير مي‌كرده‌اند از جمله اين آثار است. در ازاي هر سنگ بين 30 تا60  سانتي‌متر و قطر دايره آن يك متر است.

 

    سد نادری 
این بند تاریخی در حدود 4 یا 5 کیلومتری کلات قرار دارد . ارتفاع این سازه از بستر رودخانه 25 متر و عرض آن بین 7 تا 12 متر است . سرچشمه یا دهنه بزرگ نیز در کالبد آن کار تقسیم و کنترل ذخیره آب پشت آن را انجام می داده است .رودخانه کلات از غرب به شرق ، معمولا در فصلها ی زمستان ، بهار و تابستان آبهای جاری از ارتفاعات معروف به قره سو را به میانه دشت کلات هدایت می کند و به دشتهای هموار دامنه های شمال شرقی هزار مسجد که اکنون در قلمرو کشور ترکمنستان است می ریزد. در میانه دشت کلات و در مسیر این رودخانه سدی آجری بر پاشده که آبهای جاری رودکلات را مهار می کند . این سد اگر چه گنجایش زیادی نداشته اما این امکان را فراهم می آورده که آب جاری رودخانه را در سطح دشت بگستراند و زمینهای زراعی دشت کلات را سیراب نماید. این سازه را اگر چه به دوران افشار نسبت می دهند
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 دروازه ارغون شاه:
 
دروازه ارغون شاه ورودی اصلی دژ کلات در سمت غرب است و به دلیل جایگاه مهمی که در کلات داشته تأسیسات و استحکامات دفاعی در آن ایجاد شده است. در ابتدای دروازه و بر بلندای 15 متری از کف رودخانه ، کتیبه ای سنگی به خط نستعلیق و با حاشیه و قاب مزین به نقوش اسلیمی بر دیواره سنگی حک شده که شامل 12 بیت شعر از سروده های گلبن افشار در مدح نادرشاه است. بیت اول آن سروده فارسی و سایر ابیات ترکی می باشد. ظاهرا مثنوی فوق الذکر دارای 24 بیت بوده که 4 بیت آن به زبان فارسی سروده شده. این مجموعه معماری و برج دیدبانی معروف به ارغون شاه بر اساس شواهد تقریبا از دوران ایلخانان وجود داشته و در زمان نادرشاه مرمت شده، اما با توجه به موقعیت و اهمیت کلات ، دروازه ورودی ارغون یکی از مکانهای حائز اهمیت است و می توان حدس زد که قبل از آن دوران ، تأسیسات دفاعی در این ناحیه وجود داشته است.

 :: بناهای تاریخی سرخس

1- رباط ماهی:
این بنا در 6 کیلومتری شرق مشهد و با فاصله کمی از جاده مشهد به سرخس در کنار کشف رود واقع شده است. این رباط که در حال حاضر به صورت مخروبه درآمده روزگاری مسافران خسته را که از نیشابور و طوس راهی هرات بوده اند در خود جای می داده است.
کلیه حجره ها و اتاق های آن که با گچ و آجر ساخته شده فروریخته است و قسمتی از سردر آن برپاست. 
محمد علی منشی که در سال 1299 ه.ق به همراه رکن الدوله حاکم خراسان برای دیدار از ناحیه سرخس به آن منطقه مسافرت کرده است درباره رباط ماهی می نویسد: ((رباط ماهی در آن سمت کشف رود و بنایی است عالی و محکم که با آجر و گچ ساخته شده، سقف بیوتات آن اغلب خراب شده در کتیبه بالای سر درب کلماتی چند به خط کوفی با آجر مرتب نموده اند و همچنین در کتیبه پایین سر درب رباط و سر درب ایوان بزرگ که در وسط سه ضلع داخلی رباط است کلماتی به خط کوفی از گچ بریده اند و چیزی از آنها خوانده نمی شود ....))
در میان عوام معروف است که این رباط را همشیره گوهرشاد، آغابیگم که معروف به ماهی بوده است ساخته و به اسم او نسبت یافته است.
البته در مورد تاریخ بنای این رباط دقیقاً نمی توان اظهار نظر کرد ولی به طوریکه شواهد نشان می دهد به احتمال قوی در دوره های قبل از تیموری بنا گردیده است.
2- مقبره لقمان بابا:
بنای این آرامگاه در 3 کیلومتری شمال سرخس واقع شده است و مدفن شیخ لقمان سرخسی است که امروز به لقمان بابا معروف است.
شیخ لقمان در قرن 4 هجری می زیسته و با شیخ ابوسعید ابی الخیر و شیخ ابوالفضل سرخسی از عرفای مشهور آن زمان معاصر بوده است و در تذکره الاولیاء عطار نیشابوری از وی یاد شده است.
در گزارشی که محمد حسین مهندس موید الدوله حاکم خراسان در زمان ناصر الدین شاه قاجار از مقبره شیخ لقمان ارائه داده این چنین یاد شده است:" مزار معروف الق بابا قریب به شمال سرخس به فاصله نیم فرسخ پایین تر است و بنایی است مربع شکل و بسیار مستحکم که با آجر و گچ ساخته شده و مقبره یکی از مشایخ است که در سنه 757 بنا شده  است و قریب سه کرور آجر در این بنا به کار رفته است."
طوایف ترکمان نهایت عقیدت را به صاحب این مزار دارند. این بنا شامل گنبدی آجری و ایوانی بلند در ضلع شمالی و تزئینات آجر کاری و گچبری است.
اصل بنای این مقبره به احتمال قوی مربوط به دوره سلجوقی می باشد و تزئینات آجر کاری پایه های اصلی بنا موید این مسئله است.
3- رباط شرف:

 

رباط شرف در فاصله 150 کیلومتری مشهد و 5 کیلومتری جنوب جاده سرخس در نزدیکی دهکده شورلق واقع است.
به نظر می رسد که محل مزبور برترین محلی بوده است که برای سکونت اختیار شد. ولیکن در زمان قدیم جاده (نیشابور- مرو) که جاده بزرگ خراسان بوده از همین محل می گذشته است.
ساختمان عظیم آن از مهمترین ابنیه تاریخی خراسان به شمار می رود. آندره گدار در کتاب آثار ایران تاریخ بنای رباط را اوایل عهد سلجوقی ذکر می کند. و کتیبه ای که در زیر پایه زیر طاق ایوان اصلی نصب است حاکی است که در زمان سلطان سنجر تعمیر اساسی شده و ملحقاتی به آن اضافه شده است. در کتیبه ایوان شمالی تاریخ 549 هجری قمری ثبت شده است. این رباط دارای دو محوطه است که در هر یک چهار ایوان ساخته شده و در اطراف این محوطه حجرات متعددی است که محل اقامت کاروانیان بوده است. محوطه اولی اختصاص به مسافران عادی و کم بضاعت داشته و دارای چند اتاق یا حجره و دهلیز بوده و صحن دوم دارای رواق ها و حجره ها و وسایل آسایش بیشتری بوده و احتمالاً برای استراحت و پذیرایی سلاطین و رجال عالی مقام اختصاص داشته است.

 

::نیشابور

 

 تپه های باستانی شهر کهنه  ،  گنبدهای باستانی شادمهر

شاپور ساسانی به خاطر اهمیت تجاری و اقتصادی شهری که در مسیر جاده معروف ابریشم –که از چین آغاز می شد و از طریق ایران به اروپا می رفت- قرار داشت، پایگاه جنگی خود را در آنجا مستقر ساخت. مدتی بعد به علت زلزله یا هجوم اقوام بیگانه ، شهر خراب شد و شاپور دوم ساسانی آن را در قرن چهارم میلادی تجدید بنا کرد و آن را نیوشاپورنام نهاد . در واقع نیشابور منسوب به شاپور دوم است. معنای نیوشاپور به زبان پهلوی –زبان دوره ساسانی- یعنی شاپور پهلوان و برخی آن را جای خوب شاه گفته اند زیرا وی در نیشابور بناهای خوب و صنایع مرغوب ایجاد کرد و دور شهر ، دیوار یا به اصطلاح آن روزگار باروی محکمی کشید و در وسعت و عظمت آن کوشید.
می گویند بنای اولیه نیشابور در ریوند بوده و نام کوه ریوند هم در کتاب اوستای زرتشتیان به صورت رئونت یعنی دارنده شکوه و درخشندگی آمده است. اهمیت کوه ریوند در اوستا به این دلیل است که بر این کوه آتشکده برزین مهر قرار داشت که یکی از سه آتشکده بزرگ و مهم زرتشتیان محسوب می شود.به گفته برخی از مورخان در بیشتر دوره ها شهری بزرگ تر از نیشابور در خراسان نبوده است.در دوره اسلامی نیشابور را ام البلاد خراسان می گفتند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازار رضا

اين بازار كه در ضلع شرقي خيابان امام رضا واقع شده است، از مهم‌ترين مراكز خريد زوار به شمار مي‌آيد. بازار رضا در دو طبقه احداث شده است، در طبقه دوم آن كارگاه‌هاي كوچك صنايع دستي، طلاكاري، فيروزه تراشي و گلدوزي ايجاد شده است.

 

 

 

پارک ملت

اين بوستان كه در سال 1345 در ابتداي بلوار وكيل‌آباد احداث شده است، يكي از بزرگترين باغ‌ها و مراكز استراحتي- تفريحي مشهد مي‌باشد كه هر ساله اكثر ميهمانان و زوار مشهد از آن ديدن مي‌كنند. اين بوستان شامل مسجد، گلخانه، زمين‌هاي متعدد بازي فوتبال، تنيس، واليبال، بسكتبال، استخرشنا و شهربازي به مساحت چهار هكتار است. به تازگي مجتمع فرهنگي امام رضا، محل نمايشگاههاي هنرهاي تجسمي و كتابخانه در اين پارك احداث و افتتاح شده است. بلوارهاي اطراف پارك نيز هر ساله محل اتراق عده زيادي از مسافران مي‌شود.

:: ديگر بوستان‌هاي عمده مشهد به قرار زيرند:

بوستان وحدت: بلوار وحدت

بوستان ميرزا كوچك‌خان: خيابان دانش

بوستان وكيل‌آباد: انتهاي بلوار وكيل‌آباد

كوهستان پارك شادي: انتهاي بلوار وكيل‌آباد

  

 

 

.
حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام :                                                                                                                          بالا
 
 هشتمين امام از سلاله پاك امامان، در شهر مدينه به روز 11 ذيقعده از سال 148 هجري قمري متولد شد. پدر عزيزش، امام موسي بن جعفر عليه السلام است و مادر عابده و پا دامنش به اسامي «تكتم»، «نجمه»، «طاهره» و «سلامه» ناميده شده است. نام مبارك آن حضرت، «علي» است و كنيه اش «ابوالحسن»، و از جمله لقبهايش، «رضا»، «صابر»، «فاضل»، «وفي»، «رضي»، «ولي»، «زكي» آمده است. دوران پر شكوه امامت حضرت رضا عليه السلام از سال 183 هجري آغاز شد. در آن زمان، حكومت سياسي به دست «هارون الرشيد» در بغداد اداره مي شد. شيوه حكم راني اين خليفه عباسي، بر اساس اعمال زور بر مردم بود. ماموران او، مردم را براي پرداخت ماليات شكنجه مي دادند و پيوسته فرزندان و شيعيان فاطمي را از دم تيغ مي گذرانند چنانچه مهتر و سيد و سالار آنان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام را سالها در زندانهاي بصره و بغداد حبس كردند و سرانجام حضرتش را با زهر به شهادت رساندند. هارون الرشيد علاوه بر ظلم و ستمهايي حد افكار و انديشه هاي بيگانه را حوزه علوم مسلمانان منتشر مي كرد، تا از اين راه بتواند توجه مردم را به علوم بيگانه جلب كند و خاندان اهل بيت عليهم السلام را در انزواي علمي قرار دهد.
«ابوبكر خوارزمي» (383 ه، ق) در نامه اي به اهل نيشابور درباره نحوه رفتار حكومت عباسيان به خصوص «هارون» مي نويسد: هارون در حالي مرد كه درخت نبوت را درو كرده و نهال امامت را از ريشه برافكنده بود. چون يكي از پيشوايان هدايت و سروري از سروران خاندان مصطفي صلي ا… عليه وآله در مي گذشت، كسي با گچ نمي آراست اما وقتي دلقك يا بازيگر با مطرب و يا قاتلي از خودشان مي مرد، دادگران و قاضيان بر جنازه اش حاضر مي شدند و رهبران و حكم رانان در مجالس سوگواري اش مي‌نشستند. مادي و سوفسطايي در كشورشان امنيت داشت و معترض كساني كه كتابهاي فلسفي و مانوي را تدريس مي كردند، نمي شدند، ولي هر شيعه اي سرانجام به قتل مي‌رسيد، ولي هر شيعه اي سرانجام به قتل مي رسيد و هر كس نام فرزندش را «علي» مي نهاد، خونش را به زمين مي ريختند. 
حضرت رضا عليه السلام با توجه به جو سياسي حاكم بر حوزه مسلمانان، در ابتدا امامت خويش را علني نساخت و فقط با ياران و شيعيان خاص ارتباط داشت، ولي پس از گذشت چند سال كه حكومت هارون الرشيد بر اثر وقوع شورشهاي مختلف رو به ضعف گذاشت، حضرت رضا عليه السلام با استفاده از اين فرصت، امامت خويش را در شهر مدينه علني نمود و به رفع مشكلات مردم در زمينه هاي اعتقادي و اجتماعي پرداخت. خود آن بزرگوار مي فرمايد: در روضه جدم رسول خدا صلي ا عليه و آله مي نشستم در حالي كه دانشمندان مدينه بسيار بودند. هر گاه يكي ار آنان در مساله در مي ماند، همگي متوجه من مي‌شدند و سوالات را نزد من مي فرستادند و من پاسخ آنها را مي دادم. هارون الرشيد كه براي فرو نشاندن شورشهاي منطقه خراسان راهي آن ديار شده بود، به سال 193 هجري در همان جا جان سپرد و در سناباد توس، در يكي از اطاقهاي تحتاني كاخ فرماندار توس «حميد بن قحطبه طايي» دفن شد. در پي مرگ هارون، كشمكش ميان دو پسر او «امين» و «مامون» در گرفت. اولي در بغداد به قدرت رسيد، و دومي در مرو بر تخت نشست. آتش اختلافات در ميان دو برادر، پنج سال شعله ور بود، تا آن كه سپاه كامون به بغداد حمله برد و «امين» در سال 198 هجري به دست آنان كشته شد. بدينسان حكومت سرتاسري به دست مامون افتاد، وليكن علويان و سادات كه از بيدادگريهاي هارون به تنگ آمده و از حكومت پسران او نيز ناراضي بودند، در نواحي عراق، حجاز و يمن به شورش برداشتند. آنان مي خواستند كه حكومت به دست خاندان آل محمد عليهم السلام اداره شود. مامون براي آنكه بتواند شورشهاي آنان را فرو نشاند و رد ميان جمعيت فراوان شيعه جايگاهي پيدا كند، بر آن شد كه مهمترين آنان حضرت علي بن موسي رضا عليه السلام را به خراسان دعوت كند و با استقرار آن حضرت در ديار خود، همچنين وانمود كند كه حكومت او تاييد امام عليه السلام مي باشد. از اين رو، دعوتنامه هاي متعددي براي آن حضرت فرستاد، ولي هر بار با پاسخ منفي مواجه مي شد تا اينكه دعوتها جاي خود را به تهديد داد امام رضا عليه السلام دانست كه مامون دست از اين كار بر نخواهد داشت. از اين رو براي جلوگيري از خونريزي و پايمان شدن خون شيعيانش، به سال 200 هجري قمري راه خراسان  را در پيش گرفت. آن حضرت پيش از خروج از مدينه، به حرم جدش رسول ا.. صلي عليه و آله شرفياب گشت تا با حضرتش وداع گويد: چندين بار وداع گفت، و در هر مرتبه به طرف قبر بر مي گشت و صدايش را به گريه بلند مي نمود. آنگاه فرزندش حضرت جواد عليه السلام را در كنار خويش گرفت و به مسجد آورد و حضرتش را به ديوار مطهر حرم رسول ا.. صلي ا عليه و آله چسبانده و در پناه آن حضرت قرارش داد. سپس تمام نمايندگان و وكيلان خود را فرمود كه از حضرت جواد عليه السلام فرمان برند و از مخالفت با حضرتش بپرهيزند، و اصحاب مورد اعتماد خود را آگاه نمود كه آن حضرت جانشين وي مي باشد. مسير حركت امام رضا عليه السلام آن گونه كه مامون تعيين كرده بود، از بصره، اهواز و فارس مي گذشت، و دستورش چنين بود كه آن حضرت را از كوفه و قم عبور ندهند، زيرا بيم داشت كه امام رضا عليه السلام با شيعيان آن شهرها تماس بر قرار كرده و آنان را از سر گذشت خويش آگاه كند. حضرت رضا عليه السلام پس از عبور از نيشابور و چند آبادي ديگر، وارد مرو پايتخت مامون گرديد و از طرف او مورد استقبال و تكريم واقع شد. مامون براي اجراي نقشه هاي سياسي خود، تلاشهاي گسترده اي را شروع كرد. او در آغاز به امام  رضا عليه السلام گفت: «بر آن شده ام كه خود را از خلافت به كنار بگذارم و اين مقام را به تو واگذار نمايم و با تو بيعت كنم، ولي حضرت اين پيشنهاد را نپذيرفت و پاسخي چنين فرمود: اگر اين خلافت، از آن تو است و خداي براي تو قرار داده است، جايز نباشد لباسي را كه خداي تو را پوشانده از خود بركني و براي غير خودت قرار دهي، و چنانچه خلافت از آن تو نيست، پس جايز نباشد تو را، كه چيزي براي من قرار دهي كه از آن تو نيست.» مامون دست از پيشنهاد خود بر نداشت و مذاكرات به مدت دو ماه ادامه يافت. سرانجام آن ملعون، پيشنهاد خلافت را، به ولايت عهدي تغيير داد و به گستاخي تمام به امام رضا عليه السلام گفت: «به خدا سوگند كه اگر ولايت عهدي را نپذيزي، تورا بر آن مجبور مي كنم ! و اگر باز هم قبول نكني، گردنت را مي زنم !» آن حضرت، چون هيچ راه گريزي براي خود نيافت، كجبور شد مقام ولايت عهدي را با شرايطي بپذيرد و آن شرايط را چنين اعلام فرمود:
«اني داخل في ولا يتعهد علي ان لاآمر ولا انهي و لا افتي و لا اقضي و لا اولي و لااعزل و لا اغير شيئا مما هو قائم و تعفيني من ذالك كل»
من ولايت عهدي را مي پذيرم مشروط بر اينكه از موضع حكومتي امر و نهي نكنم و فتوا ندهم و قضاوت نكنم و كسي را بر مسند ننشانم و كسي را از مقام عزل نكنم و چيزي را كه در حكومت است، تغيير ندهم، و مرا از همه اينها معاف داري.
ذكر چنين شرايطي، نشانگر اين نكته مهم است كه امام رضا عليه السلام به عنوان بزرگ و پيشواي علويان و شيعيان، حكومت مامون را شرعي نمي داند و آن حضرت به هيچ وجه حاضر نيست در امور سياسي كشور نقشي را ايفا نمايد. به هر حال، مقام ولايت عهدي به طور رسمي در ماه رمضان سال 210 هجري قمري اعلان شد و مامون آن را به تمامي آفاق كشور ابلاغ نمود و به نام نامي حضرت رضا عليه السلام سكه زد و دخترش«ام حبيب» را به عقد آن حضرت در آورد و لباسهاي و پرچمهاي سياه را كه شعار عباسيان بود، مبدل به سبز نمود. گرچه اين قضيه تا حدودي اندوه علويان و شيعيان را تسكين داد، اما خشم عباسيان را برانگيخت و بغداد، مركز تجمع آنان را متشنج ساخت. بايد افزود كه بر امام رضا عليه السلام لازم بود كه وجود شريف خود را از ورطه مرگ نجات دهد تا بتواند به مصاف حكومت تزويري مامون برود و سياستها فرهنگي او را در هم شكند. مامون همچون پدر خويش، هارون، كشور اسلامي آن روز را عرصه تاخت و تاز انديشه هاي كفر آلوده كرده بود و شدت فرهنگ بيگانه را ترويج مي كرد به گونه اي كه شبهات الحادي و افكار كفر آميز به سر زبانها افتاده بود. انگيزه مامون از انتشار افكار و شبهات التقاطي، اين بود كه در ميان مسلمانان آموزش لوم بشري و عقلي شايع و رايج شود تا از اين رهگذر، خاندان اهل بيت عليهم السلام كمتر مورد توجه قرار گيرند، و علاوه بر آن، كمبودههاي علمي عباسيان در برابر آن خاندان مبارك مخفي بماند و در نهايت، اركان حكومت عباسيان بيش از پيش تقويت يابد. اما حضرت رضا عليه السلام به عنوان امام لغزش ناپذير و عالم آل محمد عليه السلام در مركز حكومت عباسيان با سياست مرموز آنان در افتاد و از طريق گفتگو و مناظره با متفكران فلسفي و متكلمان درباري، از حقايق دين حراست كرد و حقانيت مكتب اهل بيت عليهم السلام را بر همگان روشن ساخت. ابوالصلت هروي مي گويد, مامون، ولايت عهدي را به حضرت رضا عليه السلام واگذاشت تا اين كه مردم بگويند آن حضرت به دنيا رو كرده است و بدين ترتيب آن حضرت از چشم مردم بيفتند. ولي چون اين كار سبب ازدياد و جاهت و منزلت امام عليه السلام گشت، متكلمان را از شهرها فراخواند تا بلكه يكي از آنان، آن حضرت را مغلوب سازد و او را نزد عالمان مقامي نباشد و نقصش در ميان مردم اشتهار يابد، اما چنين بود كه هر دانشمندي از يهود و نصارا، مجوس، صابئين، براهمه، ملحدان، ماديان و برخي از فرقه هاي مسلمانان به مصاف آن حضرت مي رفت، مغلوب بر مي گشت و مردم مي گفتند: سوگند به ا.. كه او سزاوارتر از مامون به خلافت است. مامون كه از اين جهت عرصه را بر خود تنگ مي ديد و بروز نا رضايتي و تشنج را در ميان عباسيان بغداد مشاهده مي كرد، بر آن شد كه پايتخت خود را از مرو به بغداد انتقال دهد. او براي اينكه نزد عباسيان و اميران عرب مقبوليتي يابد، نخست، وزير ايراني خود، «فضل بن سهل» را در شهر سرخس از پي در آورد، و سپس به هنگام توقف در توس، نوبت آن رسيد كه حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را نيز از ميان بردارد، از اين رو، مجلسي ترتيب داد و در آن مجلس، وجود نازنين آن حضرت را با زهري كشنده مسموم ساخت. پيكر پاك آن جگر گوشه مصطفي صلي ا عليه و آله و سلم در ديار غريب، به روستاي سناباد (مشهد فعلي) منتقل شد و در جانب گور هارون الرشيد، به خاك سپرده شد. سلام و صلوات خدا بر آن آسماني انسان فاطمي نژاد، آن ديده به جهان گشود، آنگاه كه چشم از دنيا فرو بست، و آن زمان كه در پيشگاه پروردگارش برانگيخته مي شود. مشهور، آن است كه امام رضا عليه السلام به سال 203 هجري قمري، در آخرين روز ماه صفر شهادت يافت، و به گواهي برخي از روايتها، تنها يك فرزند به نام «محمد» و ملقب به «جواد» براي آن حضرت زاده شد، كه همان والاگهر، نهمين امام شيعيان است. فرزند برومند حضرت رضا عليه السلام، در مورد زيارت آرامگاه غريب پدرشان، مي فرمايند: «ضمنت لمن زار قبر ابي بطوس عارفا بحقه الجنه علي ا.. عزوجل» ضمانت مي كنم بهشت را براي كسي كه پدرم را در توس زيارت كند، در حالي كه به حق او عارف و آگاه باشد.
به جرات مي توان گفت كه آستان مقدس رضوي، قدمتي فراتر از قرن ها دارد و همان طور كه در ساختار كم نظير معماري اش، هر محراب و هر رواق آن، بخشي از تاريخ و پيشكش هنرمندان عصر و قرني خاص به ساحت كبريايي حضرت رضا عليه السلام است، تشكيلات اداري و مديريتي آن نيز از حيث قدمت و اساس، به سده هاي دور وابسته مي باشد. واضع است كه «آستان قدس» به عنوان سازماني متشكل و صاحب مسئوليت كه اداره امور بارگاه مطهر هشتمين امام شيعيان را عهده دار است. از اين هنگام حيثيت و موجوديت يافت كه ضايعه تالم بار شهادت حضرت رضا عليه السلام در قرن سوم هجري حادث شد و سرزمين توس شرافت خاك سپاري پيكر حضرتش را يافت. هزار و دويست و بيست سال پيش، در سالهاي آغازين قرن سوم هجرت، مامون، هفتمين خليفه عباسي، انگور آلوده به شقاوت خويش را به اجبار، به آن عزيز نبوي خوراند و سپس، محض عوام فريبي و تظاهر، گريبان چاك كرد و بسيار شيون نمود و در تشييع پيكر مطهر امام حركت كرد، تا آنجا كه به نشانه حرمت و احترامي نمادين، حضرتش را در «بقيه هارونيه» كنار قبر پدرش هارون به خاك سپرد.
و اين ثلمه آنگاه واقع شد كه هنوز چندي از سخن امام عليه السلام نمي گذشت كه وقتي از مدينه الرسول هجرت مي نمود فرمود: «من از سفر به توس باز نخواهم گشت و در غربت، ديده از جهان خواهم بست و در كنار هارون دفن خواهم شد.» اينچنين شد كه هزار و دويست و بيست سال اشك و ارادت پروانه گون محبان و حاجت منداني بي شمار، برگرد شمع مزار حضرتش، تاريخ حيات‌ «آستان قدس» را در طول دوازده قرن پر نشيب و فراز تشكيل داد، و علي الدوام آن را جاودانه خواهد ساخت. از آن زمان تا كنون، هر چه از آخرين روز صفر المظفر 203 هجري قمري گذشته و مي گذرد، بر ارج و عظمت «آستان قدس رضوي» افزوده شده و مي شود.به راستي اكنون چه كسي از هارون نام مي‌برد و از قبه هارونيه ياد مي كند. ـ جز به نفرت و نفرين؟ و چه كسي مي‌توانست بينديشد كه روزي گرداگرد قبري غريب در قريه «سناباد نوغان» در چهار فرسنگي «تابران طوس» شهري به وسعت رو به تزايد مشهد الرضا عليه السلام پديد آمد كه به عنوان بزرگترين مركز جهان تشيع، دم به دم پذيراي خيل كثيري از زائران و مسلمانان خاور و باختر باشد؟ از هنگامه شهادت حضرت ثامن الحجج عليه السلام، مضجع منور آن امام قبله حاجات شيعيان و ارادتمندان گرديد. زائران بي شماري از دور و نزديك به نيت زيارت و خاك بوسي حرمش، راه مشهد را در پيش مي‌گرفتند و رنج سفر را در همان يك لحظه اي كه چشمشان بر ضريح تابناك امام مي افتد، بر خويش هموار مي‌كردند و بسيار پيش مي آيد كه زائري جلاي وطن كرده و اهل و عيال و خانواده اش را با خويش همراه نموده و مجاور حريم پاك امامش مي گردد. اين توجه و اقبال فزاينده، سبب شد كه بارگاه حضرت رضا عليه السلام كه در ابتدا خارج از شهر و به دور از آبادي قرار داشته به مركز جمعيت روزگار بدل گشته و روز به روز بر رونقش افزوده شود. اين روند رو به رشد هرگز به كندي و افول نگراييده و همواره تا به امروز، ير صعودي داشته است. در طي دوازده قرني كه از رخ داد اسف بار شهادت امام رضا عليه السلام مي گذرد، صفحه صفحه تاريخ پر فخامت «آستان قدس»، اندوده از هجمه ها، تخريبها و غارتهاي ادواري است كه از سوي معاندان و مخالفان تشيع رضوي عليه السلام، بارها و بارها بر پيكره جليل حرم مطهر امام وارد آمده است. اين همه، به علت استقبال فزاينده شيعيان از زيارت مرقد شريف رضوي عليه السلام بود كه نگراني و سوء ظن حكام مسلط بر خراسان را بر مي انگيخت و ايشان را به سوداي عبث مابودي و اضمحلال بناي مرقد حضرت مس انداخت تا بلكه با چنين سركشي هايي، بتوانند جمع بي شماري محبان خاندان سالت و امامت را محدود و زوار را پراكنده سازند. به عنوان مثال، در دوره «سبكتكين غزنوي» در قرن چهارم، و اقوام گستاخ مغول در قرن هفتم هجري، هجوم هايي به خراسان صورت گرفت، كه به ويراني بارگاه مقدس و غارت اموال آستان قدس انجاميد. در اثناي اين فساد و شقاق، زائران و مجاوران دل باخته و مشتاق، براي روشن نگاه داشتن مشعل فروزاني كه به رغم دسيسه هاي دشمنان اهل بيت پيامبر صلي ا عليه و آله، در اين گوشه جهان افروخته شده بود، به تقديم نذورات و وقف مخلصانه اموال و املاك خويش همت گمارند و همه مساعي خود را در جهت عمران و اداره شايسته مضجع تابناك حضرتش مذبول داشتند و كوشيدند ترتيبي فراهم شود كه بودن استفاده از منابع دولتي، بتوانند به مرور كه بر تعداد زائران افزوده مي شود به خدمت خود استمرار و گسترش بخشند. در كنار تلاشهاي خود جوش مردمي كه به منظور حفظ، صيانت و پابرجايي مرقد پاك حضرت رضا عليه السلام صورت مي گرفت، دولتهاي ارادتمند به سلاله سترگ نبوت و امامت نيز، به محض آنكه مجالي مي يافتند، به باز سازي و عمران بارگاه ملكوتي حضرت اهتمام مرده امنيت زائران و شيعيان رضوي عليه السلام را فراهم مي آورند. از همين روست كه مجموعه ابنيه و اماكني كه امروز، به عنوان جزئي از حرم مطهر عليه السلام مشاهده مي كنيم، در طي اعصار و دورانهاي مختلف به خواست حكام و واليان وقت بنا شده است چنان كه در هر دوره اي، صحني و يا گنبد و گلدسته اي و يا رواقي ديگر در حوزه اماكن متبركه ساخته شده و يا در و ديواري طلا كاري، آينه كاري و تزيين گرديده است. با اين همه، پيدا بود كه اداره مطلوب اين قبله آمال شيعيان جهان، ايجاد تشكيلات و نظامي فراگير را ايجاب مي كند كه در آغاز ساده مي نمود و به تدريج به يكي از بزرگترين سازمانهاي غير دولتي در ايران تبديل شد. به يقين مي توان گفت كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و در بيست و چهار سال اخير، اين تشكيلات، به درخشان ترين و منسجم ترين شكل خويش رسيد، و همچنان نيز مسير تعالي و پايندگي خود را مي پيمايد. تلاشهاي فرهنگي، عمراني، خدماتي، كشاورزي و صنعتي «آستان قدس» بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، روند پر شتابي به خود گرفته، و نتيجه اين كه اقدامات انجام شده در همه ادوار گذشته، قابل قياس با كارهاي انجام شده در 24 سال اخير نيست تلاشهاي مورد اشاره كه از سال 1358 كه اداره آستان قدس به دستان با كفايت توليت عظماي آستان قدس رضوي حضرت آيه ا واعظ طبسي سپرده شد تا كنون صورت گرفته است، چهره اين نهاد مقدس را به كلي دگرگون كرده و توان آن را به مقياس زيادي افزايش داده، و نيز باعث شده است تا آن را از وضعيت يك موسسه معمولي به نهادي عظيم و قدرتمند كه كليه زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و خدماتي داخلي و خارجي را تحت پوشش فعاليتهاي خود دارد، تبديل نمايد. در طي دوازده قرني كه از رخ داد اسف بار شهادت امام رضا عليه السلام مي‌گذرد، صفحه صفحه تاريخ پر فخامت «آستان قدس» اندوده از هجمه ها، تخريبها و غارتهاي ادواري است كه از سوي معاندان و مخالفان تشيع رضوي عليه السلام، بارها و بارها بر پيكره جليل حرم مطهر امام وارد آمده است.به يقين مي توان گفت كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و در بيست و چهار سال اخير، اين تشكيلات، به درخشان ترين و منسجم ترين شكل خويش رسيد، و همچنان نيز مسير تعالي و پايندگي خود را مي پيمايد.

 

:: از ضريح چوبي، تا ضريح نگين نشان:

اولين ضريح، ضريحي چوبي، و با تسمه‌هاي فلزي، پوششي از صفحات طلا و نقره بوده است، كه در اواسط قرن دهم يعني در دوران شاه طهماسب صفوي به سال 957 هجري قمري ساخته و بر روي صندوقچة چوبي نصب شده است.
دومين ضريح، ضريح مرصع فولادي، معروف به ضريح نگين نشان بوده است، كه در سال 1160 هجري قمري به آستان مقدس تقديم و نصب شده است. براساس شواهد تاريخي، واقف ضريح، شاهرخ فرزند رضاقلي‌ميرزا، فرزند نادرشاه افشار و نوه شاه سلطان حسين صفوي است.
ضريح نگين نشان كه اكنون در زير ضريح فعلي جاي دارد، از فولاد ساخته شده است. در عصر سلطنت فتحعلي‌شاه قاجار، سومين ضريح (فولادي) و ساده به ابعاد 3×4 و ارتفاع 2 متر ساخته و روي ضريح نگين نشان نصب مي‌شود. سقف اين ضريح با چوب‌هايي كه با ورق زر، طلاكوب شده بود، پوشش يافت و در طرف پايين‌ پاي مبارك در مرصع تقديمي فتحعلي شاه قاجار نصب شده بود.
در سال 1330 شمسي نايب توليت وقت تصميم مي‌گيرد كه اين ضريح را برچيده و به جاي آن ضريحي از طلا و نقره ساخته و نصب كند، اما به دليل دگرگوني اوضاع عمومي و اجتماعي، كار معوق مي‌ماند، تا اين كه ضريح چهارم، معروف به شير و شكر، ساخته مي‌شود

 

:: ضريح 40 ساله چگونه نصب شد

فكر تغيير ضريح مرقد مطهر ثامن‌الائمه حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) از سال 1311 هجري شمسي به وجود آمد و لزوم ساختن ضريح جديد از نقره و طلا مورد توجه قرار گرفت تا اين كه تصميم ساخت آن در سال 1336 گرفته شد.
قراردادي فيمابين نايب التوليه وقت آستان قدس رضوي از يك طرف و سيدابوالحسن حافظيان و محمدتقي ذوفن از طرف ديگر، منعقد و مبادله گرديد، تا آنان طبق تعهدي در هفت ماه اين كار را انجام دهند. آنان شروع به كار كردند و در مدت متجاوز از دو سال كار ساخت ضريح مطهر پايان يافت و در مورخه چهارشنبه 29 دي‌ماه 1338 هجري شمسي مطابق با 21 رجب 1379 هجري قمري، نصب گرديد.
چهارمين ضريح حرم، به «شير و شكر» شهرت يافت و پس از برداشتن ضريح سوم و انتقال آن به موزه، روي ضريح نگين‌نشان نصب شد.

 

:: افتخاري ماندگار

همان‌طور كه گفته شد، ضريح فولادي نگين نشان، واقفش شاهرخ فرزند رضا قلي‌ ميرزا فرزند نادرشاه افشار بوده است كه با توجه به اين كه واقف آن، وقف كرده بود كه مستمراً و به صورت دايم بر مرقد مطهر حضرت رضا(ع) نصب باشد، لذا اين امر، تاكنون رعايت شده و در تعويض ضريح قديم (شير و شكر) و نصب ضريح جديد (سيمين و زرين)، ضريح فولادي مذكور در اطراف مضجع شريف حضرت رضا (ع) به منهاي 5/2 متر از كف روضه منوره منتقل شد.

 

:: ضريحي براي 400 سال آينده

ضريح شير و شكر كه در سال 1338 ساخته و نصب شده بود، به دليل فرسودگي و عدم استحكام كافي، پس از گذشت بيش از 40 سال، برداشته شد و ضريح جديد كه يكي از شاهكارهاي هنري معاصر مي‌باشد، در پي درخواست توليت عظماي آستان قدس رضوي و موافقت رهبر معظم انقلاب اسلامي، عمليات نصب آن از چندي قبل آغاز شد و همزمان با عيد سعيد قربان ضريح جديد رضوي بر روي عاشقان گشوده شد. ساخت اين ضريح از سال 1372 آغاز شد، پنجمين ضريح مرقد مطهر ثامن‌الائمه (ع) از نظر صلابت و استحكام براي 400 سال آينده پيش‌بيني شده است.
ابن بطوطه در سال 734 به مشهد مي‌رسد، توصيف وي چنين است: «شهري بزرگ و پرجمعيت است… مشهد امام رضا(ع) قبه بزرگي دارد و قبر امام در داخل زاويه‌اي است كه مدرسه و مسجدي در كنار آن وجود دارد و اين عمارت‌ها همه با سبكي بسيار زيبا و مليح ساخته شده و ديوارهاي آن كاشي است. روي قبر ضريحي چوبي قرار گرفته كه سطح آن نقره كوب است. از سقف مقبره قنديل‌هاي نقره آويزان است. آستان در قبه هم از نقره است و پرده ابريشم زردوزي از در آويخته شده است. داخل بقعه با فرش‌هاي گوناگون مفروش گرديده، روبروي قبر امام، قبر اميرالمؤمنين هارون الرشيد واقع شده كه آن هم ضريحي دارد و شمعدان‌ها روي قبر گذاشته‌اند.